|
به نام الله استادم....سرورم....روح من....زندگی من....
بگذار برای تو بمیرم..... عاشق تو شدم ای معشوق من
الهی من فدایت شوم.....
رام الله در قلب من است....
خدا با من است
+ نوشته شده در ساعت 14:57  توسط تسلیم
|
ما کارُ دکانُ پیشه را سوخته ایم...شعرُ غزلُ دوبیتی آموخته ایم در عشق که او جان ُ دلُ دیده ماست...جانُ دلُ دیده، هر سه را سوخته ایم استادم ایلیا جان سلام... راستش خیلی وقته که خودم رو شاگرد تو می دونم... اما همیشه به خودم می گفتم آیا استاد هم، من رو به شاگردی قبول داره؟ من هنوز نمی دونم که حقیقتاً شاگرد تو ام یا نه... با این همه، در عشق توام ...نصیحت پند چه سود... استادم، سرورم، چه می توانم به تو بگویم به جز اینکه وفادارم... آخ که ای کاش کلمه ای بود که از { وفادار } بهتر بود... وفادار تو بودن کمترین کاریه که ما می تونیم انجام بدیم... یادته چقدر دنبالت دویدم...یادته دستم رو گرفتی... یادم می آد که چه جوری در آغوشم کشیدی... الان که فدایی تو ایم... اگه یه روزی ما رو به شاگردی قبول کنی اون وقت باید برات چه کار کنیم؟ همش دنبال یه فرصتم تا تو نگاهم کنی... اگه یک بار نگام کنی، اون وقت دیگه باید برات چی کار کنم؟ استادم، فدایت شوم، دشمنان تو چه فکری می کنند؟ فکر می کنند که ما استادمون رو تنها می گذرایم... مگر عباس بن علی در کربلا ابا عبد الله را تنها گذاشت؟ پس چطور ما تو را تنها بگذاریم... دشمنان تو چه خیالی می کنند؟ بدانند که آرزوی ما شهادت است... بدانند که زمان مرگشان فرارسیده... چون ما همه یه ذوالفقار داریم یا علی، ذوالفقار دست ماست تا از اسلام دفاع کنیم یا مولا علی دستمون رو بگیر...
+ نوشته شده در ساعت 20:13  توسط تسلیم
|
إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا (احزاب 56) همانا خدا و فرشتگانش به پیامبر درود می فرستند. اى آنان كه ايمان آورديد درود فرستيد بر او و سلام (و تسلیم) عرض كنيد
السلام علیک یا رسول الله یا حسنبن علی یا علی بن موسی الرضا علیهما السلام
+ نوشته شده در ساعت 22:15  توسط تسلیم
|
بسم الله الرحمان الرحیم آقایان حاضر در جام جم بر چه اساسی قضاوت کردید؟؟ آیا ما به عنوان یک شهروند معمولی حق داریم این سوال را بپرسیم؟ در { و ی ژ ه نامه } کژ راهه، تا توانستید به استاد ایلیا.م.رام الله تهمت و افترا بستید. و دروغ گفتید. بعد برای اثبات این دروغ ها به جای اینکه سراغ خود استاد بروید، استدلال را بر مبنای حرف های شاگردان گذاشتید. مثال می زنم تا مطلب روشن شود: آیا بخاطر اینکه بعضی از شیعیان(حضرت مولا علی(ع) را خدا می دانند)می شود به حضرت امیرالمومنین ایراد گرفت؟؟؟ آیا می توان بخاطر اندکی از افراد که حرف های کفر آمیز می زنند «نستجیر بالله» بگوییم حضرت مولا قصد فرقه سازی داشتند؟؟ آقایان به جان امیر المومنین شما را قسم میدهم که کسی را بدون دلیل محکوم نکنید... کسی را بخاطر حرف هایی که دیگران به او نسبت می دهند شکنجه نکنید، برادرش که سالها در جبهه بوده و بخاطر شما جانباز شده را شکنجه نکنید، تا حدی که بعد از آزادی فوت کند... شاگردان استاد را شکنجه کنید... تحدید کنید... اما با همسر باردارش چه کار دارید ای نامسلمانان شرم کنید از روی حضرت فاطمه زهرا(س).... شرم کنید... ای یزید صفتان
+ نوشته شده در ساعت 11:34  توسط تسلیم
|
آقای فعالی دروغ و تناقض چرا؟؟ شاگردان رام الله آنقدر از متن شما (در کتاب آفتاب و سایه ها) مطالب کذب و دروغ بیرون کشیده اند که گمان می کنم هم اکنون شاگردان ایلیا می توانند کتابی در این موضوع بنویسند. اما من نیز به عنوان کوچکترین شاگرد استاد وظیفه خود دیدم که دروغی بزرگتر را که شما در کتابتون آوردید به همه مردم اطلاع دهم. تا اینکه گمان نکنید مردم کم سواد و یا ... هستند. سوال از شما اینست که {الف} کلمه «راما» چرا گم شده و شده رام !!!!!! توضیح می دهم تا همه بدانند... آقای فعالی: در جای گفتید که خداي اسلام «الله» و خداي ويشنو «رام» است و از اينجا فرقه اي به نام «رامالله» پديد آمد. پيام اين نامگذاري اين بود كه «رام» همان «الله» است و «الله» همان «رام». اما در کتاب تاریخ ادیان جهان در صفحه 421 در همان ابتدا نوشته که : نام خدای آنها «ویشنو» است.و آنها به خدای احد و واحد اعتقاد دارند... همچنین آنان به خدا «حق» و «شیوا» و «الهه» و «راما» نیز می گویند و....صفحه 430 آقای فعالی تنها بعضی از آنها به خدای خود لقب (راما) دادند...
سوال از شما اینست که {الف} کلمه «راما» چرا گم شده و شده رام!!! در ادامه لازم می دانیم که بگوییم هیچ کدام از مذاهب شرق و غرب مورد تایید استاد ایلیا نیست. و ماهم، همچون استاد خود دین اسلام را بهترین دین خدا و محمد(ص) را خاتم النبیین و علی (ع) را ولی خدا می دانیم و منتظر ظهور امام زمان(عج) هستیم. اما جناب آقای فعالی و دوستان شما در اداره.... بدانند که صحبت های من از کتاب (تاریخ ادیان جهان) است که نوشته دکتر عبدالعظیم رضایی استاد برجسته دانشگاه است. که در 3 جلد چاپ شده و هم اکنون به عنوان کتاب مرجع در کتابخانه ها موجود است. و این مطالب مربوط می شود به مذهب سیکهیزم که شما تلاش کردید آنرا به استاد (پیمان فتاحی) بچسبانید که تیر شما به سنگ خورد...! مطالب عیناً از کتاب منتقل شده : در صفحه 427 خط 22 : خدا یکی است و نام او حق است، آفریدگار منزه از خشم و غضب و مبری از بیم و هراس،حی و قیوم بزرگ و مهربان، حق از ازل و جود داشته و تا ابد خواهد بود...نانک در طول عمر خود چندین بار به مکه سفر کرد... در صفحه 430 می خوانیم: ایمان به خدای واحد قادر و خالق که او را (حق) نامید...تنها او خدای قادر متعال است و اگر لقبی باید به او داد او را هری(Hari) به معنای مهربان باید گفت و.... در صفحه 431 پاراگراف آخر:نانک رسوم و آداب خرافی هندوان را باطل اعلام کرد و ریاضات و زیارات و بت پرستی ایشان را تخطئه نمود و گفت: حق باری تعالی بالاتر از آن است که در پیکر سنگ و چوب مورد ستایش قرار گیرد ... جناب آقای فعالی نمی دانم شما بر چه اساسی در کتاب وزین و قشنگتون همه چیز را زیر سوال برده اید!! تا به حال چند بار با استاد ایلیا.م.رام الله حرف زدید که اینطور ناجوانمردانه به او تاختید... یا شاید هم... استاد شاگردانش را خوب تربیت کرده از همین رو، ما از شما می خواهیم سریع کتاب را اصلاح کنید. و بیائید به مباحثه بپردازیم تا حق و حقیقت روشن شود... ما کسی را محکوم نمی کنیم... اما شما بدون شنیدن حرف های استاد او را محکوم کردید.
در خاتمه عرض می کنم که ما در پناه امام زمان(عج) تا آخرین نفس پای
دفاع از استاد ایلیا.م.رام الله ایستاده ایم و قصد داریم تا تمام مدارک و
مستندات خود را پیش رهبر عزیزمان حضرت آیت الله خامنه ای ببریم و
از ایشان تقاضا کنیم که حق ما را از ظالمان بستانند....انشا الله
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاتُ انجمن هدایت شدگان (واحد تحقیقات و پژوهش) ۸۶/۱۲/۷
+ نوشته شده در ساعت 17:22  توسط تسلیم
|
جام جم در ضميمه رايگان خود، بخشي از كتابي را منتشر كرد كه در آن كتاب، فتواي حضرت امام خميني(ره) در خصوص سلمان رشدي، به عنوان يك رفتار مخرب فرقهاي زير سوال رفته است! روز سه شنبه من با پارادوكسي عجيب مواجه شدم. از يك طرف ناچارم مدير مسئول محترم جام جم، جناب آقاي بيژن مقدم را فردي متعهد بدانم، و از يك طرف نميتوانم آنچه را كه بر آن وقوف دارم ناديده بگيرم. ضميمه رايگان جام جم كه مشابه اسمش، خود به «كژراهه» رفته است، تبديل به محل تبليغ پر آب و تاب عقايد افرادي شده، كه در كتابشان به صراحت، رهبر كبير انقلاب اسلامي -پناه بر خدا- رهبر يك فرقه مخرب، (شبيه فرقي چون ديويديان يا سوليوانيان در آمريكا) معرفي شده است. از نظر اينان حضرت امام خميني(ره) –نستجير بالله- رهبر مجابگر و خود انتصابي فرقه است و حكم قتل يك فرد خارج شده از فرقه را صادر كرده است. متاسفانه اين ضميمه در گسترهاي به وسعت ايران توزيع شده و حكم روغني را يافته كه بريخت ... از آن جهت كه احتمالا جناب آقاي مقدم و يا همكارانشان و يا دوستان گمنامشان! يا خارجي! بلد نيستند و يا فرصت چند دقيقه تحقيق در اينترنت را ندارند يا شايد تهيه كنندگان اصلي اين ويژه نامه، احتمال فضولي كسي مثل اين حقير را نميدادهاند، و يا شايد مصونيت پولادين برخي افراد شناخته شده ظاهرا گمنام! به ايشان اجازه چنين گستاخي را ميدهد، عرض ميكنم كه: جناب آقاي مقدم!
اين موضوعات را در اين وبلاگ باز خواهم كرد اما علي الحساب كمي از وقت ارزشمندتان را به جاي آنكه به برنامهريزي تخريب و آبروبري بگذرانيد، در راه كسب علم و دانش خارجي! صرف كنيد و اين قسمت از پيشگفتار كتاب «فرقهها در ميان ما» كه به به و چه چه جام جهان بينتان را درآورده است قرائت بفرماييد: Much of the unease in our present world has to do with a struggle between protean and fundamentalist tendencies, as epitomized in the bizarre "death sentence" applied to the writer Salmon Rushdie by the Islamic fundamentalist Ayatollah Khomeini. Much that Margaret Singer writes in "Cults in our Midst" echoes this struggle. We do well to learn all we can from her hard-won experience on preserving the freedom of the mind. بسياري از مشكلات موجود در جهان امروز ناشي از كشمكشهاي بين نوگراها و بنيادگراها است، مانند آنچه درباره صدور فتواي قتل سلمان رشدي نويسنده توسط آيتا... خميني بنيادگرا ديده ميشود. بخش اعظم كتاب مارگارت سينگر كه نام آن را «فرقهها در ميان ما» نهاده است، منعكس كننده اين كشمكش است. با مطالعه نوشتههاي ارزشمند او ميتوانيم بخوبي هرآنچه كه براي حفظ آزادي انديشهمان لازم است، بياموزيم." آخر برادر من! حداقل كمي وقت ميگذاشتيد و بيوگرافي نويسندگان را ميخوانديد و از دوستان گمنام و بينامتان ميخواستيد كه چند نقطه تاريك زندگي اينها را برايتان روشن كنند، من جمله قضيه همكاري با وزارت دفاع ايالات متحده و MIT را! آنها كه خوب اين كار را بلدند! آقاي برادر! انسان عاقل تا ترجمه يك مطلب خارجي! را ديد و شنيد كه اصلش به زبان انگليسي نوشته شده و به نظرش آمد كه بخشي از آن در راستاي منافع لحظهاياش است، عنان اختيار از كف نميدهد و آن را هوار هوار نميكند. با اين كاري كه شما كرديد، معلوم نيست چه تعداد آدم جوينده، مثل بنده، نام مارگارت تالر سينگر را با چند «كيورد» ديگر در اينترنت جستجو ميكنند و ميخوانند، آنچه را كه نبايد بخوانند. اين تبري است كه شما به اعتقادات جوانان اين مرز و بوم زديد. چرا كه جوانان اين ممكلت به طريقه علمي به اين نتيجه ميرسند كه نه تنها «جمهوري اسلامي ايران» يك «فرقه بزرگ» است بلكه ... عمدا كيوردها را نميگويم، اما اگر اصرار داريد، بفرماييد تا خودتان به عمق فضاحتي كه بالا آورديد واقف شويد. جناب آقاي مقدم! اين مرجعي كه شما تبليغش را فرموديد كاملا علمي است منتها اي كاش علماي دين هم كتاب را بخوانند، و موارد ضد اسلامي، ضد شيعي و پتانسيل تخريب انفجاري (از آن دست كه در خارج! ساختمانهاي بلند را با آن پايين ميآورند) بنياد عقايد شيعي را از آن استخراج كنند و اعلام نظر بفرمايند. من كه عالم دين نيستم ولي به خواست خدا درد دين دارم و به قدر وسع كمم اين كار را خواهم كرد و به شما قول ميدهم كه گزارش تكميلي شيرين كاري شما، بعلاوه مستند عقايد نويسندگان آن را براي هر جايي كه ربطي به موضوع داشته باشد، من جمله: بيت رهبري، تمام مراجع و علما، مجلس خبرگان، شوراي نگهبان، مسئولين سياسي، وزير اطلاعات، روزنامهها و خبرگزاريها، هيئت نظارت بر مطبوعات و هر كس ديگري كه به نظرم آمد ارسال خواهم كرد و اطمينان دارم كه شما خودتان قادريد اين مشكل را با برادران پايين دست وزارت اطلاعات حل كنيد! اما برخلاف دوستان شناخته شده ظاهرا گمنامتان! كه بدون مدرك و سند، ناجوانمردانه شايعه و بولتن ميسازند و اينطرف و آنطرف پخش ميكنند، من همه را با استناد و ذكر منبع و در صورت لزوم فيلم مصاحبه خواهم فرستاد. آري عزيز دل برادر! دنيا، دنياي اينترنت است. شما طوري رفتار ميكنيد كه انگار چند سالي عقب هستيد. ضمنا حالا خيلي هم ناراحت نباشيد، چرا كه انسان جايزالخطاست و با اشتباهاتش پختهتر ميشود!
منبع :http://kajrah.blogfa.com/
+ نوشته شده در ساعت 23:25  توسط تسلیم
|
هو الحی و القیوم
اخیراً در یکی از نشریات کشور شاهد آن بودیم که عده ای روزنامه نگارنما و خبر ساز اقدام به چاپ مطالبی دروغ و تهمت و افترا علیه یکی از اساتید بزرگ معنوی حال حاضر در ایران کردند. نویسنده که گویا تا قبل از نوشتن از همه جا بی خبر بوده و اطلاعات کافی نداشته شروع به نشر اکاذیب و تهمت می کند. تناقض گویی و سردر گمی در نوشته هایش کاملاً قابل روئیت است. او ابتدا می گوید که استاد فتاح به علت مشکلات خانوادگی و روانی ترک تحصیل کرده و منزوی شده... ولی بلافاصله در چند خط پایین تر می گویید: او مطالعه علوم متافیزیک و سایکو تکنولوژی و علوم ماورائی را به سرعت یاد گرفته و سپس آموزش داده!!! حتما دوستانی که با این علوم آشنایی دارن مطلع هستند که فراگیری و آموزش این علوم نیاز به زمان و مهارت و استعداد خاصی دارد. در جای دیگر نویسنده بیان می کند تمام خانواده او را ترک کردند و از او حمایت نمی کنند.. اما سوال اینجاست که اگر این موضوع صحت دارد پس چرا برادر استاد(رامین فتاحی) را ماهها در زندان شکنجه کردید تا علیه استاد اعتراف کند. برادری که بسیجی بود و سالها در جبهه جنگیده بود و جانباز بود، را شکنجه کردید و آسیب های جبرا ناپذیری به وی رساندید. بعد که دیدید اوضاع خراب شده او را آزاد کردید... اما او بلافاصله به طرز مشکوک ( بر اثر شکنجه های زیاد) فوت کرد. الان ایشان در جوار حرم مطهر امام رضا(ع) و در قطعه شهدا میهمان امام رضا است... چه کسی مسئول مرگ این جانباز و مجروح جنگی است؟؟؟ نویسنده می گوید خانواده وی مشکل داشته و او را ترد کرده!! پس چرا برادر دیگر (ک.فتاحی) را ماه ها در زندان مخوف اوین،بازداشت کردید؟؟ چرا همسر باردار استاد را از نظر روحی روانی شکنجه کردید؟؟ در تمام مقالات موجود در این نشریه ابتدا اسم نویسنده آورده شده. اما زمانی که خواسته از استاد ایلیا.م.رام الله(پیمان فتاحی) صحبت کنه اسمی از نویسنده نیاورده!! چون مدرک و سندی نداشته! رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العضمی خامنه ای از استاد فتاح حمایت کردند. ما 160000 نفر هم به رهبر عزیزمان متعهد و خواستار استقرار و ثبات نظام اسلامی هستیم. شاگردان ایلیا .م.رام الله از نظام اسلامی و رهبرشان حمایت رسمی و همه جانبه دارند و در آینده هم از رهبرشان تقاضای رسیدگی دارن. تمام کارها و نشریات ما و کتاب جریان هدایت الهی از وزارت محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز گرفته و هنوز چاپ می شود. نویسنده با این دروغ ها نظام اسلامی و ولایت فقیه و وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی را زیر سوال برده و باید پاسخ گو باشد. ادامه دارد....
+ نوشته شده در ساعت 17:34  توسط تسلیم
|
با سلام خدمت همه دوستان عزیزم و مردم شریف ایران زمین. امروز در راه محل کار، به کیوسک های روزنامه فروشی نگاهی انداختم و موضوعی توجه من را به خودش جلب کرد. تقریبا مردم استاد پیمان فتاحی(بزرگترین متفکر و تئورسین) و مشاور ارشد بزرگترین NGO خاورمیانه و مسئول راهبرد دهها نشریه علمی و فرهنگی را می شناسند. و از جلسات بزرگ وی در ورزشگاههای بزرگ کشور از جمله: امجدیه و حیدر نیا و همچنین فعالیت با فرهنگسرا ها و اماکن فرهنگی که با حضور دهها هزار نفر برگزار شد اطلاع دارند. از ایشان (استاد ایلیا.م.رام الله) کتاب بسیار پر محتوا و غنی جریان هدایت الهی به چاپ رسیده. و تا به امروز هزاران نسخه چاپ شده و به دلیل استقبال گسترده مردم مرتب چاپ آن تجدید می شود. جوانان این مرز و بوم با تعالیم استاد مانوس شده و به سمت قرآن و دین مبین اسلام رهنمود شدند. اما عده ای که شاید منافع خود را در خطر می دیدند، دست به کار شدند و علیه ایشان مطالب کذب و دروغ نوشتند و تهمت و افترا به ایشان بستند. و اخیراْ برای اینکه اعمال زشت خود را بپوشانند به استاد برچسب {فرقه} زدند.... استادی که تا الان تمام کارهای او قانونی و همراه مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده را این چنین ترور شخصیت کردند. استادی که حفظ و صیانت از میهنمان جزو دستور العملهای اصلی اش بوده زندانی کردند. و حالا او را متهم به فرقه گرایی می کنند... ما به عنوان متفکران و قشر تحصیلکرده جامعه ایران با تمام همت و کوشش خود سعی در دفاع از استاد ایلیا.م.رام الله را داریم... در پست های بعدی شما خوانندگان عزیز را با تعدادی از خبرنگار نما و نویسنده نما ها آشنا می کنم ادامه دارد....
+ نوشته شده در ساعت 0:3  توسط تسلیم
|
|
|